عشق مجنون |
|||||||||||||||||
دو شنبه 21 مرداد 1395برچسب:, :: 11:20 :: نويسنده : بهنام
آخرین شعر مرا خواهی خواند
شعر من وصف تو بود
وصف زیبائی تو
وصف دل دادگی ام
شاید این شعر همان قسمت توست
سر نوشت است سر نوشت من است
می سرایم به امیدی واهی
و همان است که تو میخواهی
می سرایم که بخوانی ور نه
دیگری میخواند شعر مرا
آخرین شعر وصیت نامه ست
اولین مصرع آن عشق تو بود
بحر این شعر وفاداری تو
آخرین مصرع آن مردن من
شعر من قافیه ای
نیز نداشت یک شنبه 10 مرداد 1395برچسب:, :: 12:50 :: نويسنده : بهنام
من خودم عاشق بودم ...
. . درکت می کردم…!
چهار شنبه 26 تير 1395برچسب:, :: 18:43 :: نويسنده : بهنام
بیـــا برای یکــبار هــم که شـــده…
شنبه 21 تير 1395برچسب:یاداوری همچین شبی وساعتی در سال 84, :: 21:0 :: نويسنده : بهنام
ﮔﺎﻫﯽ ﻭﻗﺖ ﻫﺎ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ
گیرم فرامـوشت کنم، در گیر و دار روزها گیرم که خاموشت کنم با اشک های خود، ولی با شوق یک فردای خوش، راحت نفس خواهم کشید راهی به پهنای جهان هم باز باشد باز هم فتح بلندای وصال، یعنی شروع بازگشت
شنبه 14 تير 1395برچسب:, :: 9:5 :: نويسنده : بهنام
يكي مي پرسد : اندوه تو از چيست ؟ سبب ساز سكوت مبهمت كيست ؟
برايش صادقانه مي نويسم : براي آنكه بايد باشد و نيست .
![]()
خدایا به قولت وفا نکردی،،، گفته بودی حق انتخاب دارم!!! پس چرا انتخابم در کنار دیگریست.......
*********************************************************
روزی که تو را دیدم علاقه ام از همه چیز سلب شد و عشق تو مانند ستاره ای درخشان محیط ظلمت زده ی دلم را روشن نمود وقتی عشق تو در دلم راه یافت صبر و قرار را از من ربود ای پــــــیـــــــام آور دوســـــتـــــِی و مـــــــهـــــربــــــانـــــی ام مــــــــــن تـــــــــو را بــــــــــیــــــــــشــــــــــتـــــــــــــــــــــــــــر از هـــــــــــمــــــــه چـــــــیـــــــــــز و هــــــمــــــــــــه کـــــــــــــس دوســـــــــــــــــــــــت دارم
دو شنبه 20 ارديبهشت 1395برچسب:, :: 15:24 :: نويسنده : بهنام
دو شنبه 7 ارديبهشت 1395برچسب:, :: 8:40 :: نويسنده : بهنام
کنار خیابون ایستاده بود - ممنون ادامه مطلب ...
تشنه ی چشم توام بانو،شرابم میدهی؟ من شبی بی پنجره،بن بستیم رو به زوال چون کویری بی عبورم،بی تپش،بی زندگی طرح اندامت قصیده،طرز لبخندت غزل آشنا با شعر من!درد آشنای این غزل! در تبت می سوزم و دریای من اما تویی گفت:فعل رفتن را صرف کن... گفتم:رفتم،رفتی،رفت... سکوتی همه را فرا گرفت..! بغض گلویم را فشرد سکوت را شکستم و گفتمِ:دلی را شکست و رفت...
عشقی را بی رحمانه گرفت و رفت...
برای همیشه رفت رفت رفت...
جمعه 29 اسفند 1394برچسب:, :: 12:41 :: نويسنده : بهنام
کفش ها چه عاشقانه هایی با هم دارند ! یکی که گم شود دیگری محکوم به آوارگیست …
هر کاری میکنم تو باز کنارم هستی ، کنار تپش های قلب بی قرارم … ![]() خدایا حجم دلتنگی هایم وسیع است دو شنبه 3 اسفند 1394برچسب:, :: 11:16 :: نويسنده : بهنام
خدایا درباره وبلاگ ![]() 59/07/09 *************************** به تو که میرسم مکث میکنم … انگار در زیباییت چیزی را جا گذاشته ام مثلا در صدایت آرامش ، در چشمهایت زندگی ! نمی دانم چشمانت با من چه کرد ؟ فقط وقتی که نگاهم کردی چنان دلم از شیطنت نگاهت لرزید که حس میکنم چقدر زیباست فدا شدن برای چشمهایی که تمام دنیاست … *********************** از زندگـــــی کسی حذف شدم ؛ کــــه برای داشتنش خیلی ها را از زندگــــــی ام حذف کرده بودمــــــــ . . . . . . . -------------------------------------------------- چقدسخته همه روخط بزنی تا به یه نفربرسی غافل ازاینک تولیست اون اولین کسی باشی ک خط خوردی! ------------------- به کدامین گناه ناکرده.. تازیانه می زنی بر اعتمادم زیر پایم را زود خالی کردی . سلام پر مهرت را باور کنم. یا پاشیدن زهر نا مرديت را خنجری از پشت در قلبم فرو رفت پشت سرم را نگاه کردم .. کسی جز تو نبود .,...,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,. خــבایا...رۅزگــــارت با من ۅ احســــاسم بــב تا ڪــرב٬ بــב...!!! <<<<<<<<<<<<<<<<< می ﮔﻔﺘﻨﺪ ﺗﻨﻬﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺩﺭﺩ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺩﻭﺍ میﮐﻨﺪ، ﻋﺸﻖ ﺍﺳﺖ .. ﭘﯿﺪﺍ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﻣﺒﺘﻼ ﻧﺸﺪﻩ بودند ... ************** دلی که شکستی را گچ چاره نکرد، گل گرفتمش . . . ********* ساده بودم که تو را ساده تجسم کردم درد لبخـند تـو را بـا گریـه تبـسم کـردم آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها ![]() نويسندگان
|
|||||||||||||||||
![]() |